برچسب:
نویسنده: النا یزدانی
از خواب خسته ام به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم
چیزی شبیه بی هوشی، برای زمان طولانی
شاید هم از بیداری خسته ام
از این که بخوابم و تهش بیداری باشد
کاش می شد سه سال یا شش سال یا نُه سال خوابید
و بعد بیدار شد
نشد هم نشد
عباس معروفی
برچسب:
نویسنده: النا یزدانی
برچسب:
نویسنده: النا یزدانی
آقاي قاضي
زندگي هيچ وقت اندازه ي تن ما نشد
حتي وقتي خودمون بريديم و دوختيم
آل پاچينو
برچسب:
نویسنده: النا یزدانی
دوش مي آمد و رخساره برافروخته بود
تا كجا باز دلِ غمزده اي سوخته بود
رسم عاشق كشي و شيوه شهرآشوبي
جامه اي بود كه بر قامت او دوخته بود
برچسب:
نویسنده: النا یزدانی
برچسب:
نویسنده: النا یزدانی
در هر مرحله اي از زندگي كمابيش دو راهي هست. انتخاب يكي از آنها هميشه سخت و دشواره. ممكنه با هر انتخابي مسير ما كوتاه تر و يا طولاني تر بشه. ولي امان از انتخاب بين دو راهي مغز و دل . آدمو مي كشه.
ساناماري دارا كوفتي
برچسب:
نویسنده: النا یزدانی
آدم ها آرام آرام پیر نمی شوند
آدم ها در یک لحظه
با یک تلفن
با یک جمله
با یک نگاه
با یک اتفاق
با یک نیامدن.
با یک دیر رسیدن
با یک بايد بروم
و با يك تمام كنيم
پير مي شوند
آدم را لحظه ها پیر نمی کنند
آدم را آدم ها پیر می کنند.
دلاوگا دريسو مورن كاستا
برچسب:
نویسنده: النا یزدانی
یک وقتهايی بايد موسیقیای را که دوست داری
با صداي بلند در خانه پخش كني
چای دم کنی آنوقت دو تا چای بریزی
و بگذاری روی میز و در غيابِ دیگری حرف بزنی
هی حرف بزنی با کسی که
آن سوی میز ننشسته است.
آنتونین دوورژاک
برچسب:
نویسنده: النا یزدانی
میان جنگلِ ستارهها پی تو گشتهام
ستارهای نگفت کزین سرای بیکسی،
کسی صدات میکند؟!
هنوز دیر نیست
هنوز صبر من به قامتِ بلندِ آرزوست
عزیز همزبان، تو در کدام کهکشان نشستهای؟
هوشنگ ابتهاج - هفتم آبان 98 - كُلن آلمان
برچسب:
نویسنده: النا یزدانی